تاریکی درون تاریکی

تاریکی درون تاریکی دروازه ای به تمام ادراک

تاریکی درون تاریکی

تاریکی درون تاریکی دروازه ای به تمام ادراک

واژه های حقیقی، متناقض جلوه می کنند.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۴ شهریور ۹۴، ۱۲:۴۷ - amir
    سلام
  • ۱۵ بهمن ۹۳، ۲۱:۳۹ - دیجی نقد
    ممنون
مسخ
آیا جز فریبندگی چیز دیگری را می شناسی؟ هرگاه فریبندگی نابود شود، نمی توانی نگاه کنی؛ یک ستون نمک خواهی شد.
مسیح نمی آید مگر هنگامی که دیگر به آمدنش نیازی نیست. او یک روز بعد از روز موعود خواهد آمد، نه روز آخر؛ بلکه فرجامین روز خواهد آمد.
  • هیوا

من از سنگم، بدون کوچکترین روزنه برای شک و یقین، برای مهر و کینه، برای دلاوری یا دلهره، به طور کلی و جزیی من سنگ گور خودم هستم. تنها مانند نوشته ی روی سنگ امید مبهمی زنده است.

  • هیوا

« او فرو می رود، می افتد اکنون »

اینجا

     آنجا

          هر دم و ساعت

تَسَخَرش می زنید؛

حقیقت است:

او در نزد شما زوال می یابد.

اَبَر بختش، ناخشنودی او شد

اَبَر روشنایی اش، در پی تاریکی تان است.

  • هیوا

می خواهم بردٓوٓم

از صد پله

می خواهم بردٓوٓم و

بشنومتان

که بانگ می زنید:

< تو، سختی

پس ما از سنگ ایم؟ >

می خواهم بردٓوٓم

از صدها پله

و هیچ کس خواهانِ پله شدن

نیست.

  • هیوا
anathema
درگیر عشق شدن برای سقوط ، یک اشتباه ساده است،
پس برخیز و سرور خودت باش، تو احتیاج نداری که بندهء
خاطرات بدام افتاده در تار عنکبوت و قفست باشی
  • هیوا
بهار
عـــــزیــزان مـــوســـم جوش بهــاره
چمن پر سبزه صحرا لاله زاره
دمی فرصت غنیمت دان درین فصل
که دنیـــــای دنی بی اعتباره

باباطاهر
  • هیوا

« ما احمقانه عاشق شدیم و 


صادقانه خیانت کردیم و 


این گونه شد قصه ما بر سر زبان ها افتاد »


  • هیوا

آزادی آفریدن بهر خویش برای آفرینش تازه

  • هیوا

اما اکنون خدای را دوست می دارم، نه آدمیان را. آدمی نزد من چیزی ست بس ناکامل. عشق به آدمی مرا مرگ آور است.

  • هیوا

ای اختر بزرگ! تو را چه نیک بختی می بود اگر نمی داشتی آنانی را که روشنی شان می بخشی!

  • هیوا