تاریکی درون تاریکی

تاریکی درون تاریکی دروازه ای به تمام ادراک

تاریکی درون تاریکی

تاریکی درون تاریکی دروازه ای به تمام ادراک

واژه های حقیقی، متناقض جلوه می کنند.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۴ شهریور ۹۴، ۱۲:۴۷ - amir
    سلام
  • ۱۵ بهمن ۹۳، ۲۱:۳۹ - دیجی نقد
    ممنون

۳ مطلب با موضوع «رمان» ثبت شده است

کشتی من سکان ندارد و دستخوش بادی است که در ژرف ترین دیار مرگ می وزد.

  • هیوا
مسخ
آیا جز فریبندگی چیز دیگری را می شناسی؟ هرگاه فریبندگی نابود شود، نمی توانی نگاه کنی؛ یک ستون نمک خواهی شد.
مسیح نمی آید مگر هنگامی که دیگر به آمدنش نیازی نیست. او یک روز بعد از روز موعود خواهد آمد، نه روز آخر؛ بلکه فرجامین روز خواهد آمد.
  • هیوا

بیگانه

آنگاه پی بردم که، دست کم، من در سراسر این سال های دراز، طاعون زده بوده ام و با وجود این با همۀ صمیمیتم گمان کرده ام که بر ضد طاعون می جنگم. دانستم که بطور غیر مستقیم مرگ هزاران انسان را تأئید کرده ام و با تصویب اعمال و اصولی که ناگزیر این مرگ ها را به دنبال دارند، حتی سبب این مرگ ها شده ام. دیگران از این وضع ناراحت به نظر نمی آمدند و یا لااقل هرگز به اختیار خود در بارۀ آن حرف نمی زدند. من گلویم فشرده می شد. من با آنها بودم و با اینهمه تنها بودم ...

و در پایان همۀ این چیزها انسان می بیند که در بدترین بدبختی ها نیز هیچکسی واقعاً نمی تواند به فکر کس دیگر باشد. زیرا واقعاً در فکر کسی بودن عبارت از این است که دقیقه به دقیقه در اندیشۀ او باشیم و هیچ چیزی نتواند ما را از این اندیشه منصرف سازد: نه توجه به خانه و زندگی، نه مگسی که می پرد، نه غذاها و نه خارش. اما همیشه مگس ها و خارش ها وجود دارد. این است که زیستن دشوار است و این اشخاص آن را خوب می دانند

  • هیوا