تاریکی درون تاریکی

تاریکی درون تاریکی دروازه ای به تمام ادراک

تاریکی درون تاریکی

تاریکی درون تاریکی دروازه ای به تمام ادراک

واژه های حقیقی، متناقض جلوه می کنند.

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۴ شهریور ۹۴، ۱۲:۴۷ - amir
    سلام
  • ۱۵ بهمن ۹۳، ۲۱:۳۹ - دیجی نقد
    ممنون

۹ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

غزل 14

یک نفر دکتر اطریشی موسوم به آف شنیدر، وقتی که حکایتِ نان های طهران را شنیده، برای این که مینای روی دندان نرود و دندان ها ضایع نشود، غلافی از فولاد برای دندان اختراع کرده. با استعمالِ این غلاف، دندان حُکمِ آسیایی را پیدا می کند که قوّه چهار اسب دارد و سنگ و چارکه و کلوخ را به خوبی خورد می کند.

آدرس: لازارت گاسه فنگو هیلاشتال نمرهء 21.

  • هیوا

چنین گفت زرتشتکتاب هایی هستند که اگر کسی با آن ها چنان که باید سر کند، یعنی جانمایه یِ اندیشه یِ آن ها را زندگانی کند، نقشی ناسِتُردَنی بر روان آدمی می گذارند، زیرا سر-و-کارِ آن ها با جانِ آدمی ست. این گونه کتاب ها نه کتابِ «معلومات» اند که عقلِ آدمی را خوراک دهند نه «ادیبات» که حس و عاطفه را برانگیزانند، بلکه جانِ آدمی را بیدار می کنند و با او در سخن می آیند. جان آدمی برتر از عقل و احساسِ اوست و آن گرهگاهی ست که در آن عقل و احساس با هم می آمیزند و به مرتبه ای والاتر برکشیده می شوند. و در آن مرتبه است که جانِ بیدار پدیدار می شود که با جهان از در سخن در می آید و مشکل او نه چیزهای ِ گذرایِ جهان و رمزمرّگیِ زندگی بلکه مسأله یِ جاودانگی و بی کرانگی ست؛ رازِ هستی ست. چنین کتاب ها می خواند دری به رویِ جاودانگی و بی کرانگی باشند و انسان را از تنگنای جهانِ روزمرّه یِ احساس و کوته بینیِ عقلِ خودبنیاد برهانند. کتاب های مقدّس چنین اند و کسی به جانمایه یِ کلامِ شان راه می برد که جان اش در پرتوِ آن کلام به روی جاودانگی و بی کرانگی گشوده شده باشد. چنین گفت زرتشت نیز چنین کتابی ست، جانی که این جا در این کتاب زبان به سخن می گشاید سخت درگیرِ همان مسایلی ست که هر جانِ گشوده به روی جاودانه و بی کرانه با آن روبه روست. از این رو، کلامِ پرطنینِ شاعرانه و پیامبرانه یِ آن بساهنگام لحنِ کتابِ مقدسِ یهودا-مسیحی را دارد و سخت درگیر با آن است. درگیری آن با انسانِ مدرن و روحِ مدرنیّت و پیام آوری ای که برای گذار از آن می کند، آشکارا جنگ و گریزِ آن را با روحِ تاریخ و تمدن اروپایی نشان می دهد.

به همین دلیل، چنین گفت زرتشت کتابی ست ژرف اثرگذار. کتابی که می توان عمری را با آن سر کرد، به آن عشق ورزید، پیوسته به آن روی آورد و از آن گریخت. امّا کسی که جان اش با جانِ کلامِ آن درآمیخت، دیگر دشوار از داریره یِ نفوذِ آن بیرون می تواند رفت.

  • هیوا

سلام

سلام

امروز دست هایم را توی ایستگاه قطار گذاشتم و آمدم. گفتم اگر آمدی، حداقل کسی باشد که برایت دستمالی ابریشمی با گل سرخ تکان بدهد.

این خیابان و جاده ها هم که تمام نمی شود، هر چه بیش تر می دوی کم تر میرسی، انگار جاده ها از دل چشمه ها می جوشند و می آیند بیرون، و چه عادت بدی است نرسیدن!

بیگانه

آنگاه پی بردم که، دست کم، من در سراسر این سال های دراز، طاعون زده بوده ام و با وجود این با همۀ صمیمیتم گمان کرده ام که بر ضد طاعون می جنگم. دانستم که بطور غیر مستقیم مرگ هزاران انسان را تأئید کرده ام و با تصویب اعمال و اصولی که ناگزیر این مرگ ها را به دنبال دارند، حتی سبب این مرگ ها شده ام. دیگران از این وضع ناراحت به نظر نمی آمدند و یا لااقل هرگز به اختیار خود در بارۀ آن حرف نمی زدند. من گلویم فشرده می شد. من با آنها بودم و با اینهمه تنها بودم ...

و در پایان همۀ این چیزها انسان می بیند که در بدترین بدبختی ها نیز هیچکسی واقعاً نمی تواند به فکر کس دیگر باشد. زیرا واقعاً در فکر کسی بودن عبارت از این است که دقیقه به دقیقه در اندیشۀ او باشیم و هیچ چیزی نتواند ما را از این اندیشه منصرف سازد: نه توجه به خانه و زندگی، نه مگسی که می پرد، نه غذاها و نه خارش. اما همیشه مگس ها و خارش ها وجود دارد. این است که زیستن دشوار است و این اشخاص آن را خوب می دانند

  • هیوا

اریک فروندراین مقاله فروم برای نخستین بار سخن از کاستی های الگو شده فرهنگی بمیان می آورد که بایستی از روان نژندی فردی و آسیب شناسی بهنجاری تمیز داده شوند. دو پاراگراف از این مقاله در کتابش جامعه سالم 1955 (Chapter 2) گنجانده شده است.

International Erich Fromm Society, Vol. 3: Arbeit - Entfremdung - Charakter, Munster: LIT-Verlag, 1994, pp. 231-237.

Translated into Persian by Reza Esmailpour Stockholm, September 2003

نویسنده: اریک فروم

مترجم: رضا اسماعیل پور


تاریخ علم تاریخ احکام اشتباه آمیز است. این احکام اشتباه امیز هرچند که نشانگر پیشرفت اندیشه اند در عین حال دارای کیفیتی ویژه اند و آن باروری آنهاست. در ضمن آنها اشتباهات محض نیستند بلکه گفتار هایی هستند که حقیقتشان به سبب تصورات نادرست پنهان مانده و در قالب مفهوم های ناپسند و اشتباه گنجانده شده اند. آنها تصورات عقلینی هستند که در بردارنده بذر راستی اند و با تلش پیوسته بشر برای کسب دانشی درست و عینی در باره انسان و طبیعت به رشد و شکوفایی می رسند. بسیاری از مفاهیم ژرف انسانی و اجتماعی ابتدا در افسانه ها و داستانهای جنّ وپری بررخی دیگرد اندیشه های متافیزیکی و برخی نیز درفرضیات علمی که نادرستی انها پس از یک یا دونسل اثبات شده تجلّی پیدا کرده اند.

بررسی روانشناختی خودکامگیکتاب بررسی روانشناختی خودکامگی را، مانس اشپربر روانشناس آلمانی در سن 32 سالگی و در دهه 1937 میلادی یعنی پیش از آن که هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او حتی در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیش‌بینی کرده‌است که کسی مثل هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. وقتی این کتاب منتشر شد، نویسنده‌اش نه تنها مجبور شد برای مصون ماندن از خشم نازی‌ها، به زندگی پنهانی روی آورد بلکه حتی کمونیست‌های پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند و پیروانشان حتی از دست زدن به این کتاب هم پرهیز می‌کردند.
بخشی از مقدمه کتاب در توصیف شرایط انتشار این کتاب بیان شده است:

عاشقی را گفتند: از عشق بگوی.


گفت: آن که نگویی.

  • هیوا

تاریکی درون تاریکی،

دروازه ای به تمامی ادراک است.